|

-من احساس ميكنم شما با ديگر روحانيان فرق داريد. ميتوانم چيزي را كه در ذهنم ميگذرد،بدون هيچ ترديد و خجالت بر زبان بياورم:شما بسيار باهوش و زيركيد.
-من معتقدم رسالتي كه به دوش دارم؛ همان دعوت حقيقي به اسلام است. اين رسالت به گونهاي فعالانه به همان ميزان كه در توسعه جوامع و تحول زندگي مردم نقش دارد، در اصطلاح رابطه انسان با خداوند و زندگي پس از مرگ انسان دخيل است. من عملا اين اصل را بر خود و كليه فعاليتهايم، چه در مجلس بحث و گفتوگو و چه ديگر كارهاي اجتماعيام منطبق كردهام؛ تاكيد كنم كه دين پيش از آن كه توشه آخرت باشد والاترين وسيله براي زندگي است. اين دعوت به سوي خدا را با هماهنگي كلي در طوايف و مذاهب مختلف لبنان به اجرا درآوردهام. شايد اسلوبي كه داشتم اثر بيشتري در اين انسجام گذاشته باشد؛ چون من ميخواهم آنچه در درون مخاطب يا پرسشگر يا شنونده ميگذرد مثل شكها و سوالات و اعتراضات بفهميم، بدون آنكه مهابت و وضع خاص خود را بر او تحميل كنم. پس از اين دريافت و احساس ميكوشم راه حل عملي براي مشكلات پرسشگر يا مخاطب ارائه نمايم.
* مصاحبه روزنامه النهار با امام موسی صدر (۲۷ آوریل ۱۹۶۹)
.............
جبل عامل او را از ياد نخواهد برد.
بعلبك، صور، صيدا، مارون الراس،... هنوز بوي عبايش را ميدهند.
عباي وحدتش بر سر جنوب لبنان باران رحمت بود...
چمران محبوب من، او را (محبوبم) خواند.
نتابيدند روشنايي ستاره را.
بر رويش پارچهاي كشيدند تا نورش نرسد.
روزي آن پارچه خواهد افتاد.
برای درخشش دوباره اش با همدیگر دعا میکنیم.
|