|

پارسال همین روزها بود.
پنج نفری جمع شده بودیم تو یه اتاق دونفری. راضی نمی شدیم حتی چند دقیقه هم بی هم باشیم.
روح الله مداح نیست ولی مداحی را دوست دارد و از همین رو کتاب های مداحی (البته مولودی) را با خودش آورده بود و داشت همین جوری زیر لب زمزمه می کرد. برای لحظاتی من هم باهاش هم صدا شدم: بابی انت و امی یاامیرالمومنینا /بابی انت و امی و فدتک اجمعینا/ و بنفسی و بمالی و بناتی اجمعینا/ و فدتک النفس منی یا امام المتقینا
بابک هم به ما اضافه شد. به روح الله گفتم: چطوره برای روز میلاد که اینجا برنامه خاصی نیست یه گروه سرود تشکیل بدیم و یه برنامه تدارک ببینیم. با همین لحن شوخی گفت: حسن و هاشم رو هم صدا کن بیان ببینیم چطور می خونیم. اومدن. شعر علی ای هماتی رحمت رو هم ترکیب کردیب و لحن سازی هم کردیم و بعداز ظهر تو جلسه کاروان که تو محوطه طبقه 13هتل برگزار می شد مطرح کردیم. حاج آقای کلانتریان کلی استقبال کرد و بعدش رفت با عوامل هتل در جریان گذاشت و اومد که حله. برای یه جشن میلاد واسه کل هتل برنامه ریزی کنید. با بقیه بچه ها هم هماهنگ شدیم و بعد تقسیم وظایف. چندتاشون رفتن پی تزئینات. پنج نفر به گروه مدیحه خوانی اضافه شدن. هاشم رفت سراغ حاج حسین قربانی برای مداحی. یکی از بچه ها خبر آورد که میون بچه های اصفهان هم یه مداح خوب هست که از اون هم می تونیم استفاده کنیم. حاج آقای کلانتریان گفتن تیم مدیریت عمره دانشجویی در مکه یه خطیب خوب داره. از اون هم دعوت می کنیم برای سخنرانی. سرپرست هتل هم قول دادن وسایل پذیرایی رو فراهم کنن و گفتن برای سیصد نفر سفارش بستنی میدن. البته آبمیوه هم میدن.
نماز صبح رفتیم بیت الله. چند دور طواف مستحبی کردیم. قسمتی از خانه کعبه که دیوارش شکافته شده و فاطمه بنت اسد با نوزادی در آغوش از اون بیرون اومده دیواره منتهی به حجرالاسود هست. شلوغ ترین جای بیت الله هم پس از حجرالاسود و حجراسماعیل همین جا بود. همه می خواستن تبرک کنن.
برنامه طبق برنامه ریزی قبلی شب میلاد امام علی(ع) برگزار شد. هاشم مجری بود. تواشیح عربی با ترکیب شعر علی ای همای رحمت تاثیر خوبی رو حضار گذاشته بود.
از کعبه که برگشتیم، برگشتیم. صد حیف که به قول جلال آل احمد خانه دیدم و صاحب خانه ندیدم. از خدا خواستم یه بار دیگه هم برگردم به بیت الله تا خانه را در کنار صاحب خانه ببینم.
**** از فردا میریم به یه اردوی جهادی. یک روستا.
|