تبليغاتX
::::بارانانه ::: :::::...

موضوعات وبلاگ
بارانانه
عارفانه
روز نوشت
نامه ها
عاقلانه
عاشقانه
شاعرانه
با حسین...
قرار فردا...
سپیدپوش سیه روی

::::::::::::::::::::::

در جهان دو جریان ولایت وجود دارد: یکی ولایت جریان حق یا ولایت الهیه و دیگری ولایت جریان باطل یا ولایت طاغوت. محور جریان ولایت الهیه وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومین علیهم السلام است و سپس انبیاء و اوصیاء به میزانی که نسبت به ولایت نبی مکرم اسلام و اهل بیت میثاق می دهند محال ولایت آنها می شوند. ان امرنا صعب مستصعب لا یحمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان. در نقطه مقابل اولیاء طاغوت محور جریان ولایت باطل هستند. خودشان ظلمات اند و همه جا را نیز ظلمانی می کنند. همان گونه که اولیای الهی تنزل نور الهی و مشکات هدایت الهی هستند در این سو هم اولیای طاغوت محور طغیان و سرکشی هستند و خیمه طغیان علیه خدا و اولیای او را بنیان گذاشته اند./ حجه الاسلام دکتر محمد مهدی میرباقری

 

صدای ساقی
.............
 

:::: عملیات شناسایی ::::

بیایید جمع شین.

نیاز به تجمع و مشورت هست.

موضوع بحث اینه که بیاین بشناسیم ببینیم کی هست.

اسمش چیه؟

چرا این همه مشهور شده؟

مگه قراره چی کار کنه؟

چطوری می خواد این کارو بکنه؟

مگه میشه؟

چی؟ قراره من دست تو جیب تو کنم و هر چی خواستم بردارم و تو هم راضی باشی؟

برو بابا...

قراره همه از برخورداری اجتماعی و اقتصادی به یک اندازه برخوردار باشن؟

پس این زالوها کدوم طرفن اون موقع؟

********

باید بشناسیمش.

همه این ها رو بدونیم اما به اینا اکتفا نکنیم.

باید بشناسیمش که اگه نشناسیمش زندگیمان زندگی نیست و مرگمان تباهی ست.

باید بشناسیم که اگه نشناسیمش دکتر و مهندس و فیلسوف هم که باشیم جاهلیم.

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه

 


::: :::

***********.......................***********

 

:::: فقط یک روز!!! ::::

 

در تلمود آمده است که : "اگر ملت اسرائیل فقط یک روز توبه کند، بلافاصله (ماشیح) فرزند داوود خواهد آمد. اگر ملت اسرائیل فقط یک (شبانه روز) شنبه را بطور صحیح و کامل نگه دارد، بیدرنگ فرزند داوود خواهد آمد".

ما منتظر نیستیم.

همه باهم اعتراف بکنیم که ما منتظر نیستیم. انتظار ما در زبان هست. حتی در افکارمان هم انتظار جایی ندارد.

ما حتی وظایف یک منتظر را نمی دانیم. ما حتی از یک خوشی زودگذر هم نمی گذزیم تا منتظر بمانیم.

نه. ما منتظر نیستیم.

دلمان را به اشعار و متن های ادبی مان خوش نکنیم.

به «ندبه»ها و به «عهد»ها بسنده نکنیم.

رسم انتظار این نیست.

منتظر باید همه لحظات عمرش را چشم به راه باشد.

و باز نباید به چشم انتظاری بسنده کرد.

مگر نه این که او را مصلح می دانیم؟

مگر نه این که می گوییم زمین دورانی از عدل و قسط را پس از یک دوران رنج پس از آمدنش خواهد چشید؟ «یملا الارض عدلا و قسطا بعد ملات الظلم و الجورا»

منتظر مصلح نشسته، خود باید صالح باشد.

روایت است که دینداری در آخر الزمان سخت تر از نگه داشتن دست برروی آتش است.

در مقابل فتنه ها و شبهه ها منتظر باید توان دفاع از دین خود را داشته باشد.

در مقابل همه مظاهر بی دینی مرعوب نگردد.

در دفاع از دین، خم به ابرو نیاورد.

اما باز کافی نیست!!!

باید در جهت اصلاح هم کوشا باشد.

با زبانش. با مالش. اگر هم لازم شد با جانش.

اصلاحگر جامعه ار انحرافات باشد.

گوشه نشینی اختیار نکند و بل در جامعه باشد و برای خاموش کردن فتنه ها حاضر.

دین اصیل را که خود به آن رسیده، در طبق اخلاص به هر شیوه به دیگران نیز عرضه بدارد.

مبارزه با فقر و محرومیت را فراموش نکند.

مگر این نیست که آرمانشهر مهدوی، جامعه ای سرشار از برابری های اجتماعی و برخوردار از توان اقتصادی است؟

تقسیم عادلانه امکانات جامعه باید نگهبانانی از خیل منتظران داشته باشد.

عدالت باید روح حاکم بر جامعه منتظران باشد.

کوتاه آمدن در مقابل ناعدالتی دوری از آرمان انتظار مصلح است.

منتظر در حال بسیج عمومی برای انتظار است.

چه از بعد عقیدتی و چه از بعد سیاسی و چه از بعد نظامی و اقتصادی و ...

در روایات داریم که خطاب به منتظران می فرمایند: عفت و ورع و صلاح پیشه کنید. در روزگار انتظار صبور باشید. دوران غیبت را طولانی نشمارید. زیرا که وعده خدا حق است و اگر چه به طول انجامد اما خواهد رسید.

 

 


::: :::

***********.......................***********

 

:::: دوران رنج ::::

کره زمین خسته شده است.

بشر بعد از قرن ها زمین گرایی و خودپرستی احساس می کند که نیازمند عالم معناست.

او این عالم را در درون خویش باز خواهد یافت و به آن باز خواهد گشت.

اما نه بی رنج.

بلکه با رنجی بسیار.

این دوران رنج اکنون سر رسیده است...

فردایی دیگر: مرتضی آوینی


::: :::

***********.......................***********

 

:::: قحطی مرد ::::

در سفر اخیر به قم این عکسو گرفتم

یک سال هم گذشت 

انتظار مرد به ۱۱۶۹ سال رسید.

۱۱۶۹ سال است که او منتظر است.

منتظر۳۱۳ مرد.

راستی امسال چند نفر به آن۳۱۳ نفر مفروض  پیوستند؟

قحطستان مرد است این غریبستان.

دعا کنید امسال دیگر آن ۳۱۳ نفر تکمیل گردند.

دعا کنیم خدا اهلیت برای ظهور را به ما عنایت کند.

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت تنها

تکیه بر کعبه بزن کعبه تحمل دارد

ویملا الارض عدلا و قسطا بعدا ملات  ظلما و جورا...


::: :::

***********.......................***********

 

:::: تو یعنی باران ::::

چترها را باید بست.

زیر باران باید رفت.

باران را باید چشید.

باران یعنی رحمت خدا.

باران تویی که به واسطه تو رحمت به ما می رسد.

می گویند آن هنگام که تو خواهی آمد رحمت خدا از هر سویی جاری و ساری ست.

بیا و با خود رحمت بدون پایان خدا را بیاور.

آنروز که تو می آیی فرشتگان صف خواهند بست برای درود بر فرزند آب ها و آیینه ها.

پس تو را در زلالی آب و شفافی آیینه می جویم.

می گویند از جانب شهری می آیی که حرمتش را آسمانیان داند.

از این روست که نمازم را به پیشگاه خدا بدان سوی می خوانم.

می گویند با همان اسبی می آیی که روزی مولای عشق راکب آن بود.

قربان آن سوار که تو باشی.

می گویند وقتی توبیایی عدل و داد همه جا را فرا خواهد گرفت.

آنروز حتی مرغکی دانه ای اضافه تر از حق خویش نخواهد خورد و نخواهد خواست.

ای کاش آنروز من هم مرغ عشقی باشم در قفست.


::: :::

***********.......................***********

 

:::: ستاره باید شد ::::

نمیدانم کی. نمیدانم از که. اما شنیده ام. شنیده ام آن روز که می آیی، بیشتر یارانت جوان هستند. فرصت ها را غنیمت می شمارم تا جوانی از دست نرفته شما را یار باشم. راستی چگونه می شود شما را یار بود؟ و باز هم شنیده ام. ماجرای آن جوان قفل ساز را که با انصاف قفل پیرزن را به قیمت واقعی و بیشتر از قیمت پیشنهادی پیرزن خرید را شنیده ام. شنیده ام که گفتید: لازم نیست شما دنبال ما بگردید. اینگونه باشید تا ما دنبالتان بیاییم. شنیده ام حدیث آن جوانی را که وقتی با دخترخاله اش در خانه تنها ماند، یوسفی دیگر شد و از همه جا برید و به خاکی مقدس رفت و شرح ماجرا را برای زن روز نوشت. حکایت «علی گندابی» و «شیخ رجبعلی خیاط» و «رسول ترک» و «ابن سیرین» و... را شنیده ام. آن ها هم حدیث یاری تو را خوانده بودند. «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبر است» را خوانده بودند. ای دلبر غایبی که حاظری. ستاره بودن در آسمانی که ماه را دارد آرزوی ماست. اما ستاره باید شد.


::: :::

***********.......................***********

 

:::: السلامُ عليک يا اول تين من نسل خير سليل .. ::::

شاید تا به حال نام زیارت ناحیه مقدسه را شنیده باشید.

زيارت ناحيه مقدسه، خونگريه وسوگنامه ای است از سوی سبب اتصال زمین و آسمان. مرثيه فرزند پاک سیدالشهدا(ع) در مصائب ورنج هاى جدش در عاشورا. اين زيارت، ترسيم وتوصيف لحظه هاى شهادت اباعبدالله (ع)، غربت ومظلوميت اهل بيت (ع)،معتبرترين، مستندترين وبلندترين روضه اى است كه از زبان معصوم منتقم وخونخواه سيد شهيدان به ما رسيده است .

قسمت هایی از این زیارتنامه را با هم مرور می کنیم.

سلام

سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود. سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد . سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست. سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند. سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران .سلام بر فرزند سرور جانشينان. سلام بر فرزند فاطمه زهراء(س).

سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد.

سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند.

سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده. سلام بر آن لب هاى خشكيده.

سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و درولايت ودوستىِ تومُخلص و بى ريا است وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته و ازدشمنانت بيزاراست. سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام ياد تو جارى است.

سلام كسي كه اگرباتودركربلا مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود و نيمه جانش رابه خاطرتو به دست مرگ مى سپرد و درركاب تو جهاد ميكرد.

صبح وشام بر تو مويِه ميكنم وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم.

گواهی می دهم:

گواهی می دهم که تو در قضاوت و داورى بين ضعيف و قوى برابر حُكم مينمودى. تو بهار ِسر سبز ِيتيمان بودى. نگاهبان و حافظ مردم بودى، مايه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احكام الهى،هم پيمان نيكى و احسان بودى. پوينده طريقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصايا همسانِ برادرت بودى. وفادار به پيمانها، داراى سجاياىِ پسنديده و باجود و كَرَمِ آشكار بودى.

تو براى پيامبر-كه درود خدا بر او و آل اوباد- فرزند،و براى قرآن پشتوانه، و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، و در طاعتِ حقّ كوشا بودى.

و با تو ستيز آغازيدند، پس توبه جهت زدوخورد و پيكار،استوارشدى و لشكريان فاجر راخورد وآسيا نمودى و در گَرد وغُبار ِنبرد فرورفتى وچنان با ذوالفقار جنگيدى، كه گويا علىّ مرتضى هستى. پس چون تورابا قلبى مطمئن، بدون ترس وهراس يافتند،شرورِمكروحيله شان رابرتوبرافراشتند.

ولى توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى. اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تا آنكه تورا از اسبِ سواری ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسب ها تورابا سُم هاى خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند.

واى براين سركشان گناهكار!،چه اينكه باكُشتنِ تواسلام را كُشتند.


::: :::

***********.......................***********

 

:::: منتقم می آید ::::

محرم1429 هجری هم از راه رسید، امام ما هنوز چشم به راه داریم. چشم به راه آن موعود تخلف ناپذیر الهی. سواری که جمعه ای از کعبه می آید.

 پرچم خونخواهی حسین(ع) بر زمین است تا او بیاید.

گفته است که هر صبح و شام بر جدش می گرید. گفته است که اگر اشک چشمانش تمام شود خون می گرید. قربان چشمان اشکبار آن مسافر.

با خود به این فکر می کردم که مگر نه این است«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»؟ پس ما رانیز عاشورایی است و کربلایی.

در آن دهمین روز از سال61هجری، تنها هفتاد و دو نفر ÷یدا شدند که امام زمانشان را بشناسند و به مرگ جاهلیت نمردند. همه آرزویم این است که نباشم از آنانی که در مقابل امام زمانشان می ایستند. نه. کافی نیست. نباشم از آنانی که تا دو قدمی سعادت آمدند اما تاریکی شب را مجال دانسته و به شقاوت بر گشتند.

و در مقابل این نبودن ها باشم از آنانی که در رکاب امام زمانشان شهید می شوند. اللهم اجعلنا من اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه.


::: :::

***********.......................***********

 

 

 

 

design:    near4morning@gmail.com