تبليغاتX
::::بارانانه ::: :::::...

موضوعات وبلاگ
بارانانه
عارفانه
روز نوشت
نامه ها
عاقلانه
عاشقانه
شاعرانه
با حسین...
قرار فردا...
سپیدپوش سیه روی

::::::::::::::::::::::

در جهان دو جریان ولایت وجود دارد: یکی ولایت جریان حق یا ولایت الهیه و دیگری ولایت جریان باطل یا ولایت طاغوت. محور جریان ولایت الهیه وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومین علیهم السلام است و سپس انبیاء و اوصیاء به میزانی که نسبت به ولایت نبی مکرم اسلام و اهل بیت میثاق می دهند محال ولایت آنها می شوند. ان امرنا صعب مستصعب لا یحمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان. در نقطه مقابل اولیاء طاغوت محور جریان ولایت باطل هستند. خودشان ظلمات اند و همه جا را نیز ظلمانی می کنند. همان گونه که اولیای الهی تنزل نور الهی و مشکات هدایت الهی هستند در این سو هم اولیای طاغوت محور طغیان و سرکشی هستند و خیمه طغیان علیه خدا و اولیای او را بنیان گذاشته اند./ حجه الاسلام دکتر محمد مهدی میرباقری

 

صدای ساقی
.............
 

:::: اين همان قصه اسلام ابوسفيان است... ::::

خيمه برچيده شب سرد، خروسان گفتند

سحر دهكده گل كرد، خروسان گفتند

همه گفتند و به تاكيد، كه آنك خورشيد

گر نديديد، ببينيد كه آنك خورشيد

 اي جماعت نه اگر بيش، كمي عار كنيد

كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد

سرفرازي نه متاعي است كه ارزان برسد

سحر آن نيست كه با بانگ خروسان برسد

سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس

سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس

 الغرض بيشتر از مائده مهمان ديديم

رمه آنقدر نديديم كه چوپان ديديم

شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود

آب اين جوي همان از ده بالا گل بود

آسيا بود، ولي راه عمل را گم كرد

آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم كرد

از درختي كه چنين است، نچيدن بهتر

از چنين راه، به منزل نرسيدن بهتر

ظاهراً مرده كه پوسيد كفن مي‌آيد

نوح اين قوم پس از غرق شدن مي‌آيد

 با چنين بي‌نفسان حرف و سخن بيهوده است

ما نمي‌ميريم پس فكر كفن بيهوده است

در كفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند

دست ما با تيغ از خاك برون خواهد ماند

  هر كه با عذر و بهانه است، خداحافظ او

هر كه پابسته خانه است، خداحافظ او

 چشم از آنسان نگشوديم كه خوابش ببرد

بند از آنگونه نبستيم كه آبش ببرد

خصم گفتند و دروغ است، كه ديگر گشته

آنچناني كه توان گفت ابوذر، گشته

دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است

اين همان قصه اسلام ابوسفيان است

مثل بيمار كه صد بار تب و نوبه كند

دم به دم توبه كند، بشكند و توبه كند

كفر كفر است اگر مسجد اگر قرآن است

خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

پاي اين طايفه جز در پي شيطان فلج است

قبله كج نيست، نمازي كه نخواندند كج است

 محو فرعون مشو، نيل شدن آسان است

سنگ پيدا كن ابابيل شدن آسان است

هر كه با عذر و بهانه است، بهل تا برود

هر كه پا بسته خانه است، بهل تا برود

 محمد كاظم كاظمي

 


::: :::

***********.......................***********

 

:::: کتاب هایی که هلو هستند ::::

     

در دانشگاه نمایشگاه کتاب برگزار کرده بودیم.

روز اول که قار شد نمایشگاه کتاب دایر بشه، تصمیم گرفتیم که کتاب هایی که در این نمایشگاه عرضه می شوند، دیمی نباشند.

معمولا روال بر این شده است که هر کس می خواهد نمایشگاه کتاب برگزار کند، می رود و چند کتاب بازاری از این جن و روح و مدیتیشن و مردان مریخی زنان ونوسی و راه های برقراری ارتباط و...  پیدا می کند که از قضا و متاسفانه فروش خوبی هم دارد.

اما بچه ها رفتند و کتاب ها را یکی یکی انتخاب کردند و کتاب های مفید را برای عرضه آوردند. کتاب هایی که به درد نسل جوان و دانشجو بخورد.

بچه ها هر روز آمار فروش و پرفروش ترین کتاب ها را در می آوردند و به در و دیوار می چسباندند که خود نوعی تبلیغ برای کتابخوانی باشد. آخر سر که لیست کلی را دیدم، نتایج جالب و شیرینی را از برگزاری نمایشگاه می دیدیم.

در میان ده کتاب برتر، "حسین عقل سرخ" و "انسان و ایمان" و همین طور چندین کتاب از مجموعه کتاب های دانشجویی مثل: "دانشجو باید سیب زمینی نباشد"، " یک قرص آرام‌بخش برای عروس و داماد"، "یک دختر جلف" و "کتاب باید هلو باشد" بودند.

غرض نوشتن این پست اشاره به شیوه بدیع نگارش مجموعه کتاب های دانشجویی است.

خود من یکی از این مجموعه "کتاب باید هلو باشد"، "دانشجو باید سیب زمینی باشد"، "اخلاق باید محمدی باشد"، "شاهنامه وقتی کوچک بود"، "پیامبر" و "یک دختر جلف" را خوانده ام و قصد دارم ادامه این مجموعه را بخوانم.

رساندن موضوعات جالب با یک قلم زیبا و طراحی خوب و قطع پالتویی و انتخاب نام فوق العاده، حسن های این مجموعه هستند.

شما هم به این مجموعه سری بزنید. حتما کتابخوان می شوید.

 فصلی از یک دختر جلف: مصائب یک دختر دم بخت


::: :::

***********.......................***********

 

:::: علم لدنی هوسان ::::

 دل گفت مرا علم لدني هوس است

تعليم دهم اگر تو را دسترس است

گفتم که الف گفت دگر گفتم هيچ

در خانه اگر كس است يك حرف بس است


::: :::

***********.......................***********

 

:::: نقطه پایان ::::

سال۸۲ وقتی دوچرخه را ورق می زدم تو بخش معرفی کتاب دو بیت شعر خوندم که انصافا خیلی عالی بود. حفظ بودم. دیروز تو نمایشگاه کتاب تبریز یک لحظه چشمم افتاد به همون کتاب. نان و نارنج نوشته نیلوفر عاکفیان انتشارات حوض نقره.

دلم بهانه شعر نگفته کرده بیا / هوای هق هق بغض شکسته کرده بیا

کسی برای زمستان دعا نمی خواند / تو خود بگو که زمستان چقدر می ماند

مگر نه این که بهار انتظار می خواهد؟ / دل شکسته ما هم بهار می خواهد

دعا و ندبه و نجوا بگو بگو تا کی؟ / در انتظار کمی گفت و گو بگو تا کی؟

ببین دعای فرج را زحفظ می خوانیم / فقط به پای عمل می رسیم و می مانیم

بیا بیا زشب بی ستاره دیدن کن / بیا و در شب ما یک چراغ روشن کن

بیا که خط زمستان هنوز جا دارد / برای نقطه پایان هنوز جا دارد


::: :::

***********.......................***********

 

 

 

 

design:    near4morning@gmail.com