|

جريان وهابيت بيشترين توان تبليغي خود را صرف تبليغ چهره به چهره در ايام حج و ايام عمره مينمايد.
تابستان امسال نيز از اين قاعده مستثني نيست.
عظيمت حاجيان ايراني به قصد عمره مفرده از اوايل تابستان آغاز شده است كه در ميان اين كاروانها، كاروانهاي دانش آموزي و دانشجويي به علت ويژگيهاي خاص اين كاروانها مورد توجه جدي وهابيان است.
اولين اقدامشان انگشتنگاري بود.
تا به حال فقط آمريكا بود كه از اتباع ايراني انگشت نگاري ميكرد و حالا دولت عربستان سعودي از زايران خانه خدا به خصوص و اغلب از دانشجويان انگشت نگاري و تصويربرداري ميكند.
به مدينه كه ميرسي در حرم شريف رسول خدا(ص) و قبرستان بقيع شال قرمزهايي را مي بيني كه با نام ماموران امر به معروف مدام در حال توهين به عقايد شيعيان هستند.
زبان فارسي را هم خوب ياد گرفته اند. البته جملاتي را كه بايد ياد بگيرنر ياد گرفته اند نه بيشتر. مثل: حاجي حرام است ؛ حاجي شرك است ؛ از خدا بخواهيد نه از مخلوق...
وقتي ميآيي در جواب گفته هاشان جوابشان را بدهي و وقتي كم ميآورند، ميگويند: لا تكلم بالفارسي.
در بقيع زيارتنامه ميخواندم كه يكيشان آمد و كتاب دعا را از دستم گرفت و گفت: از خدا بخواه نه از مخلوق.
گفتم: من از خدا ميخواهم به واسطه بندگان مقربش.
گفت: اين شرك است.
گفتم: قرآن را قبول داري؟
گفت: آري.
گفتم: در قرآن آمده است كه وقتي فرزندان يعقوب(ع) در مقابل محبتهاي يوسف(ع) كه عزيز مصر شده بود پشيمان از كردههاشان شدند، پيش يعقوب(ع) آمدند و از او خواستند تا از خدا برايشان طلب بخشش نمايد (يا ابانا استغفرلنا...)
گفت: اين وقتي است كه زنده باشد. اينها مردهاند.
گفتم: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون.
گفت: اين آيه ميگويد يرزقون نمي گويد يرزق.
گفتم : تو باز به خانه اول برگشتي و مرا متهم به روزي خواهي از ائمه كردي. هيچ استدلالي نداري و سفسطه ميكني.
كم مانده بود عصباني شود كه حاجيان ايراني سرش را گرم كردند و مرا از معركه عقب راندند تا مبادا آسيبي به من برسانند.
بعدا شنيدم كه وقتي چند تن از دانشجويان ايراني با آن ها مناظره كرده اند و آن ها كم آورده اند دستگيرشان كردهاند و روانه زندانشان كردهاند.
در همه جاهايي كه فكر مي كنند زائران به آنجا خواهند رفت(وروديهاي مسجد النبي و مسجد الحرام، قبرستان احد، مسجدقبا و...) دكههايي با نام ارشاد داير كردهاند كه كارشان توزيع كتابهايي است كه عقايد شيعه را زير سوال مي برند. به همه زبانها هم كتاب دارند و در مواجهه با دانشجويان ايراني كم نميگذارند و رويش يك جلد قرآن مصحف مدينه چاپ شده در موسسه فهد را ميدهند تا بلكه بخوانند.
در جايي شنيدم كه در حج سال 86 نزديك به ده و نيم مليون كتاب ترجمه شده به بيست زبان دنيا ،رايگان در تبليغ وهابيت توزيع شده است.
يكي از كتابهايي را كه به دانشجويان داده بودند را گرفتم تا ببينم چه نوشتهاند. اسمش خانه عنكبوت بود.
قرآن آيه اي دارد كه ميفرمايد: هركس چيزي به غير از خداوند را به ولايت و دوستي بگيرد مثالش همانند مثال عنكبوت است كه خانهاش سخت سست و بي بنياد است.
تمسك جستن شيعه به ائمه را مورد خطاب اين آيه دانسته اند.
نيشخندي زدم و گفتم: لابد دست بوسي از رايس و رقص شمشير با بوش خطاب اين آيه نيست و وسيله قرار دادن ائمه براي شفاعت شرك است.
در جواب سوالهايي چند كه دانشجويان از اين ماموران در مقابل خانه حضرت زهرا(س) و مكانهاي ديگر ميپپرسيدند، همراه جواب يك سي دي كه خدا ميداند محتوايش چيست را ميدادند.
آخرين روز اقامتمان هم كه بچهها گفتند بهشان آمده اند و پيشنهاد دادهاند اگر وهابي شوند 300000000ريال به عنوان پاداش دريافت خواهند كرد. البته به اين شرط كه اگر از وهابيت برگشتند سزايشان سر بريده در مقابل مادرانشان است.
در مكه هم شگردهاي گوناگوني داشتند. مسئولان گفتند چند دانشجوي ايراني كه رفته بودند پرده كعبه را ببوسند گرفته اند كه شما ميخواستي دست زن عرب را لمس كني.
همه اين ها را كه ديدم يا د گفته معصوم(ع) افتادم كه ميفرمايد: الحمدالله الذي جعل اعدائنا من الحمقا.
|